محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
844
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ايستادند . و آن دو گروه ديگر پاى بيفشاردند ، و مردى از مسلمانان حمله كرد ، نامش شعبة بن ظهير ، بر مردى از ملكزادگان چاچ و او را شمشيرى بزد بر بناگوش و سرش بينداخت . چاچيان هزيمت شدند و تازيان اندر عقب ايشان نهادند و همى كشتند ، تا از ايشان بس كس نرست . و سرهاشان برگرفتند و بياوردند ، و ملكزادگان و مهتران بودند . و مسلمانان بسيار سلاح يافتند و طوقهاى زرين و ستوران نيك ، و بازگشتند و به نزديك قتيبه آمدند . ديگر روز بفرمود تا حرب كردند . و غوزك مر قتيبه را گفت كه تو از بهر آن با من حرب همى توانى كردن كه برادران من از عجم ترا يارى همى كنند ، تازيان را بفرست تا ببينى كه چگونه بود . قتيبه را خشم آمد از آن سخن ، و منادى بانگ كرد و مبارزان را گرد كرد و به حرب ايشان فرستاد و بفرمود تا منجنيق بساختند . و بسى برنيامد كه بارو خراب كردند . و مردى از مبارزان سغد بيامد و بدان جايگاه كه بيفتاده بود بايستاد . و با قتيبه تيراندازان بودند . ايشان را بخواند و گفت : هر كه از شما آن مرد را به تير بزند ده هزار درم او را است ، و اگر خطا كند دستش ببرم . پس يكى از ايشان پيش رفت و تيرى بينداخت و بر چشم آن مرد آمد و بكشت . و آن مرد به نزديك قتيبه آمد و ده هزار درم بستد . پس تركان بانگ كردند كه امروز بازگرديد كه فردا صلح كنيم . پس قتيبه گفت كه اين تركان عاجز شدند ، امروز بازگرديد . ايشان بازگشتند . و ديگر روز قتيبه با ايشان صلح كرد برده هزار هزار درم كه هر سالى بدهند ، و امسال سه هزار سر برده بدهند كه اندر [ 304 a ] ميان ايشان نه كودك بود و نه مرد پير . و هر چه اندر آتشكده ها است از زينتهاى بتان برگيرند و بتان را بسوزانند . و قتيبه در آنجا مزگتى كند و خطبه خواند و چاشت خورد و بيرون آيد . غوزك اجابت كرد و بفرمود تا طعام بسيار بساختند قتيبه و يارانش را . و قتيبه چهارصد مرد بگزيد از خويشان و مهتران لشكر ، و به سمرقند اندر شد ، و غوزك پذيرهء او بازآمد و قتيبه را نماز برد و اندر پيش او برفت تا به در بتخانه . و قتيبه اندر رفت و بنشست و غوزك بيامد و اندر پيش او بايستاد . پس به مزگت اندر آمد و دو ركعت نماز كرد ، و آن بتان را